دوستم داری - میدانم - باز
دوستم داری - میدانم - باز
دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بدانم - امروز-
مثلِ دیروز مرا می خواهی ؟
مهربانی ست؟ وَیا - بی مهری ست؟
تنگِ بی آب برای ماهی؟
فرصتی تا بسرایم از هم
بس کن از فلسفه های واهی
عشق، عشق است - چه بر لوحی زر-
بنویسند چه برگ ِ کاهی
پرسش از عقل فریبی ست به خویش
تا جنون میدهدت آگاهی
غیراز آن کوچه یِ بی نام و نشان
خانه ی دوست ندارد راهی!
محمد علی بهمنی
دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بدانم - امروز-
مثلِ دیروز مرا می خواهی ؟
مهربانی ست؟ وَیا - بی مهری ست؟
تنگِ بی آب برای ماهی؟
فرصتی تا بسرایم از هم
بس کن از فلسفه های واهی
عشق، عشق است - چه بر لوحی زر-
بنویسند چه برگ ِ کاهی
پرسش از عقل فریبی ست به خویش
تا جنون میدهدت آگاهی
غیراز آن کوچه یِ بی نام و نشان
خانه ی دوست ندارد راهی!
محمد علی بهمنی
- ۱.۹k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط