در گیر و دار بزم زرد خیال خام رسانه ها برای تصور فینال تم
در گیر و دار بزم زرد خیال خام رسانه ها برای تصور فینال تمام اسپانیایی به ناگاه صدای خرد شدن کاخ بی بنیاد ال کلاسیکوی اروپایی در خاک آلیانس آرنا شنیده شد و برنامه ریزی تبلیغاتی که افاده های شیک پوشان و خوش چهره ها را بدلی جدید برای نفی حقیقت مبارزه به نمایش گذاشته بود چنان درهم شکست که سراسیمه به قهرمان خوش آمد گفت و حتی نتوانستد ابهت مرد پیروز را به درستی بیابد. چیزهای زیادی رخت تغییر را به خود دید و آن چیز که پیشرفت نامیده می شد تعریف تازه یافت و قله های رفیع بار دیگر گشوده شد.
آبی اناری ها در سودای رسیدن به قلعه ومبلی چنان پا در مونیخ گذاشتند که گویی خستگی تنها عامل منفی دو بازی پیش رو با تیم آلمان است و ذخیره انرژی باید اولین دستور باشد، و هیاهوی ژورنالیستی به اندازه ای خود را آماده تکرار نبرد اسپانیای کرده بود که نامی از رقیبان نبرد، دیداری که برازنده تشریفات فینال است و به زودی شکستن حریف دست گرمی لازم برای رقابت نهایی خواهد شد. چه سدی پیش روست و چه توانی می تواند کار را متوقف کند و رنگ های سفید و اناری را در برابر هم نبیند، چگونه امپراطوری سهمگین بارسلون به ماندن توجه می کند و کدام قوا می تواند حتی برای درنگی خود را در برابر آن پایدار ببیند و تمام قطوری که از باخت و برد بلند پر می شد .... و اما ظهور مردان خشمگین باوریا، خشم و خروش، ساده و محکم، خشن و زینتی و سلحشور.
سربازانی که نه تنها در فکر ترس نیستند بلکه با فریاد دشمن را به میدان فرا می خوانند،به اندازه ای صدای خرد شدن غرور کاتالان مهیب بود که کسی به خوبی نتوانست خصلت ابهت بخش تو را ببیند، آن زمان که دنیا ایستاد و گمان می برد تو به دنبال راهی برای فرار از تحقیر هستی نمی دانست یوپ هانکس ایستاده است و انتظار رقیب را می کشد، آری در شوکت آلیانس نامت جاودانه شد.
نه تو رفتی و برای راهی که گشودی تنها خاطرات مرهم بخش است میان غرور و شب سیاه آلیانس آرنا تنها یک سال فاصله است و چه قدر دور و چه قدر هم نزدیک، شور خرد شدن افسانه بارسلون چنان آهنگ دلنوازی شد تا کلوپ قهرمان در خاک روهر برای سفید پوشان مادرید قتلگاه بسازد و دلیر معنای تازه یابد و آن مراسم شکوهمند در ویبلی برگزار شد.
پیروزی دیده و معنا شد و این راه چنان درخشان بود که رقبای همیشگی و تلخ کام از پیروزی حریف دیرینه فقط توانستند به کلمه ای کوتاه بسنده کنند : فوسبال(به المانی یعنی فوتبال)
#بایرن
آبی اناری ها در سودای رسیدن به قلعه ومبلی چنان پا در مونیخ گذاشتند که گویی خستگی تنها عامل منفی دو بازی پیش رو با تیم آلمان است و ذخیره انرژی باید اولین دستور باشد، و هیاهوی ژورنالیستی به اندازه ای خود را آماده تکرار نبرد اسپانیای کرده بود که نامی از رقیبان نبرد، دیداری که برازنده تشریفات فینال است و به زودی شکستن حریف دست گرمی لازم برای رقابت نهایی خواهد شد. چه سدی پیش روست و چه توانی می تواند کار را متوقف کند و رنگ های سفید و اناری را در برابر هم نبیند، چگونه امپراطوری سهمگین بارسلون به ماندن توجه می کند و کدام قوا می تواند حتی برای درنگی خود را در برابر آن پایدار ببیند و تمام قطوری که از باخت و برد بلند پر می شد .... و اما ظهور مردان خشمگین باوریا، خشم و خروش، ساده و محکم، خشن و زینتی و سلحشور.
سربازانی که نه تنها در فکر ترس نیستند بلکه با فریاد دشمن را به میدان فرا می خوانند،به اندازه ای صدای خرد شدن غرور کاتالان مهیب بود که کسی به خوبی نتوانست خصلت ابهت بخش تو را ببیند، آن زمان که دنیا ایستاد و گمان می برد تو به دنبال راهی برای فرار از تحقیر هستی نمی دانست یوپ هانکس ایستاده است و انتظار رقیب را می کشد، آری در شوکت آلیانس نامت جاودانه شد.
نه تو رفتی و برای راهی که گشودی تنها خاطرات مرهم بخش است میان غرور و شب سیاه آلیانس آرنا تنها یک سال فاصله است و چه قدر دور و چه قدر هم نزدیک، شور خرد شدن افسانه بارسلون چنان آهنگ دلنوازی شد تا کلوپ قهرمان در خاک روهر برای سفید پوشان مادرید قتلگاه بسازد و دلیر معنای تازه یابد و آن مراسم شکوهمند در ویبلی برگزار شد.
پیروزی دیده و معنا شد و این راه چنان درخشان بود که رقبای همیشگی و تلخ کام از پیروزی حریف دیرینه فقط توانستند به کلمه ای کوتاه بسنده کنند : فوسبال(به المانی یعنی فوتبال)
#بایرن
- ۲.۳k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط