{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چکارش کردید؟؟؟؟
گفت سرش را بریدیم !!
همسایه ها همه شاکی بودند و میگفتند :
خروس شما ما را صبح ها از خواب بیدار میکند........
آنجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند باید سرش بریده شود!
در روزگاری که همه از "مرغ" حرف می زنند..
کسی از "خروس" نمیگوید..
زیرا
همه به فکر سیر شدن هستند
نه
بیدارشدن
دیدگاه ها (۶)

یکی گفت:چه دنیای بدیحتی شاخه های گل هم خار دارند!دیگری گفت:چ...

♥️اگـــــــــه مــــــــــــردی..♥️اگه عاشقشی...♥️قدر مهربون...

باید از سمت خدا معجزه نازلبشود..تا دلم، باز دلم، باز دلم، 'د...

این روزها من یک چند نفری هستم. یک نفرم که کار میکند و حرص م...

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی ازآشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ------...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق چندی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط