{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چکارش کردید؟؟؟؟
گفت سرش را بریدیم !!
همسایه ها همه شاکی بودند و میگفتند :
خروس شما ما را صبح ها از خواب بیدار میکند........
آنجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند باید سرش بریده شود!
در روزگاری که همه از "مرغ" حرف می زنند..
کسی از "خروس" نمیگوید..
زیرا
همه به فکر سیر شدن هستند
نه
بیدارشدن
دیدگاه ها (۱)

دیروز به پدرم زنگ زدم | هر روز زنگ می‌زنم و حالش را می‌پرسم....

تو را....!!!! تمامی تو را...!!!!نگاه مهربانت را....!!!!! غرو...

Just of Allah

اسمتو بنویس ببین چی در میادالف..........ای مهربان یارمب........

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی ازآشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط