رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا 

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا 

مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمی بوزید

که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞
دیدگاه ها (۱۰)

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_22فصل یازدهم | ...

جاده بی راهه

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

پیام آقای حیدریان در آغاز سال تحصیلی

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت هــشــتــم 𓆪 🖤🥀ماشین سیاه آرام‌آرام نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط