از هر چه هست و نیست گذشتم
از هر چه هست و نیست گذشتم
ولی هنوز
در مرز چشمهای تو گیرم
فقط همین...
با دیدنت زبان دلم بند آمده ست
شاعر شدم که لال نمیرم
فقط همین.. ..
ولی هنوز
در مرز چشمهای تو گیرم
فقط همین...
با دیدنت زبان دلم بند آمده ست
شاعر شدم که لال نمیرم
فقط همین.. ..
- ۱.۸k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط