{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرخد زمان که یاد عزیزان مکن ولی

چرخد زمان که یاد عزیزان مکن ولی
عمر عزیز هم مگر از یاد می رود

روزی بهم رسیدن و روزی جدا شدن
دادی نرفته نوبت بیداد می رود

بر هر شکنج طرّه اش آویز چشم و دل
این سرو ناز بین که چه آزاد می رود

شهریار
دیدگاه ها (۱)

هر طبیبه سویلدیم دردیم شفاسین گورمَدیمچوخدی یولداشلار یانیمد...

در بهاران ،سری از خاک برون آوردنخنده ای کردن و ،از باد خزان ...

رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دلتا تماشا کنم آن شاهد رؤیائی ...

به هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشودکجا بستند یا رب دست ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

🔰 عید‌الزهراء ...♻️ برگزار‌ کردن جشن به مناسبت نهم ربیع‌الاو...

عیدالزهراء ... نهم ربیع ...

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط