می زند آتش به جانم این سخن از شهریار

می زند آتش به جانم این سخن از شهریار
((نازنینا ما به نــاز تو جــوانی داده ایم ))

این جوانی هم فدای تار مویت سنگدل
ما که بهر عشق خامت زندگانی داده ایم
دیدگاه ها (۴)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

عاشقانه های شبنم

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

عشق، آدم را از نو می‌سازد…🕊️❤️گاهی عشق فقط وارد زندگی آدم نم...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط