بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی

بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد
۰
۰
بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه
۰
۰
بسلامتی خدایی که از همه چی زندگیم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاریام ولی.....

۰
۰
بسلامتی روزی که از ته دل بخندی بگی ای کاش الان اینجا بودی خیلی دلم برات تنگ شده
۰
۰
ب سلامتی روزی که دوستام باهم برن بیرون بگن ای کاش اینجا بود حداقل باهم میخندیدم
۰
۰

۰
۰
بسلامتی کسایی که جلوم گفتن خیلی دوست دارم ولی تو دلشون خبر دیگه ای بود
۰
۰
بسلامتی این دنیا که با تمام نامردیاش ولی دلم نمیاد ازش دل بکنم بخاطربعضی ادماش
۰
۰
بسلامتی روز . ماه . سال ... که باعث میشه زود تر فراموشم کنن
۰

بسلامتی کسایی که تو اوج دل تنگی . گرفتاری کنارم نبودن....
۰
۰

٠
٠
بسلامتی روزی که پاتوق رفیقام سره قبرم باشه اگه تا اون روز رفیقامم ولم نکرده باشن
دیدگاه ها (۴)

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

قلب من این تاریخ و یادته : ۱۳۹۹/۸/۱معلومه که یادته چون که هم...

part 63اتاق آلینا//جیمین« خوب کار اتاق هم تموم شد»جونگکوک« خ...

دیدار باتو (پارت ۱)

Anya x Damian پارت۶۰

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

پارت ۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط