{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخدا خلقت باد از وزش موی تو بود

بخدا خلقت باد از وزش موی تو بود
که صبا هر سحر از مشرق گیسوی تو بود

هر نسیمی که ز کوی و گذری می گذرد
زشفق چلّه نشین حرم کوی تو بود

#مرتضی_شاکری

🍂 🍂 🍂 🍂
دیدگاه ها (۱)

سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفتدو دست صبح به روی خود آفتاب گ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

بخدا خلقت باد از وزش موی تو بود که صبا هر سحر از مشرق گیسوی ...

ای که همه نگاه من، خورده گره به روی توتا نرود نفس ز تن،...

❀•°°•❁•°🌹 °•❁•°°•❀عطر گیسوی تو آمد که خبر دار شدم **********...

بی تو می میرم بی تو می میرم کفر زلف تو دل و دین برده از دستم...

...سحر که باد صبا از رُخش نقاب گرفتدو دست صبح به روی خود آفت...

هر سحر ناله و زاری کنم پیش صباتا ز من پیغامی آرد بر سر کوی ش...

عاشقانه

هر سحر ناله و زاری کنم پیش صباتا ز من پیغامی آرد بر سر کوی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط