#حـرف_دل

#حـرف_دل
کاشکی بعضی شبا میشد دو استکان چایی ریخت
بعضی از ادمــاے مجازی رو از تو همین صفحه مجازی کشید بیرون
و اوردشون پیش خودت
و باهاشون درد دل کرد
باهاشون حــــــرف زد
رو شونـه هاشون گریه ڪرد
و بعد دوباره گذاشتشون سرجاشون
ڪه برگردن سرزندگیشون
بعــــــــضـــــے ادمــــــــــا حیفـــــــــڹ واســه دور بودڹ
واسـہ مجازے بودڹ
و حـیف
خیلی از حرفا گفتنے نیست
#اب_و_اتـش
#بچـهاےبد
#رفیق_ناباب
http://www.wisgoon.com/pin/19423257/
دیدگاه ها (۱۳۶)

کاشکی بعضی شبا میشد دوتا استکان چای ریخت،بعضی آدمهای مجازی ر...

کاشکی بعضی روزها میشد دو تا استکان چایی ریخت، بعضی آدمهای مج...

رمان گناهکار قسمت پنجم (334 )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط