کاشکی بعضی روزها میشد دو تا استکان چایی ریخت، بعضی آدمهای

کاشکی بعضی روزها میشد دو تا استکان چایی ریخت، بعضی آدمهای مجازی رو از توهمین صفحه مجازی بیرون کشید و آوردشون پیش خودت و باهاشون درد دل کرد باهاشون حرف زد و رو شونه هاشون گریه کرد و بعد گذاشتشون سر جاشون که برگردن سر زندگیشون بعضی آدمها خیلی حیفن ...
دیدگاه ها (۳)

contact 🍷#contract𝑃𝑇13ویو هویج:بعضی آدما وقتی وارد زندگی‌ات ...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

ابلیس

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

part66. . (smat) اجازه نداد جوابشو بده و بومو دنبال خودش کشی...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط