کاش

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدیم، کاش بچه بودیم و میرفتیم خونه گرم و قشنگ مادربزرگ،کاش میشد مهمون یه بشقاب لوبیا پلوی ساده و یه کاسه ماست و خیار بودیم.
دیدگاه ها (۰)

مدرسه ی ماهم حضوری شد

اگه این طوریه. آرزو میکنم لباس باشم..

چند پارتی (درخواستی)

‏🐿 [۱۷:۳۵ تا ۱۷:۳۸ به وقت کره]برگشتممممفکر کنم نمی‌دونم چرا ...

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

هر کدومشون یه صدایی و نوایی داشتن.حتی صدای کاریهاشون هم فرق ...

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط