{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار

پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود

عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی

چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود

در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من

داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش

نغمه‌ها بودی مرا تا همزبانی داشتم
دیدگاه ها (۱)

آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام،که اگر به چشمانم بنگری:کر می...

░ نصحیت یه مادر به دختر کوچولوش ░✉ بزرگ ک شدی ✉✉اگه خوشگل ش...

موضوع انشاء : تعطیلات خود را چگونه گذراندید ؟- به نام خدا- ف...

دست بردار پطروس،بگذار دنیا راآب ببرد.دردنیایی که اقیانوس آرا...

بیاد شادروان... (رهی معیری ). یاد ایامی که در گلشن...

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی دا...

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتمدر میان لاله و گل آشیانی داش...

🍃 🌹 🍃 🌹 🍃 🌹 🍃 ✍ #یاد_ایام#رهی_معیرییاد ایامی که در گلشن فغا...

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتمدر میــان لاله و گـــل آشیــ...

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی دا...

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آش...

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـ...

خداحافظ دوستان سیب از حضورتان در آلبومم متشکرم ..آمدم دوستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط