{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم...

"رهی معیری"
دیدگاه ها (۱)

ای کاش نگاه خسته را خوابی بودیا در شب بی ستاره مهتابی بودما ...

مهم نیستگل قرمز باشیم یا سفیدمهم نیست ڪه ڪوتاه باشیم یا بلند...

کردم از "دین و""دل و""هوش و""خرد"قطع نظرمن همان روزی که دیدم...

مرغی که چشد یک دم از دانه دام تو در خاطر او نا...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

پارت سوم پرنسسی از جنس ابر آن روز صبح، بادِ ملایمی از سمت جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط