{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بازی زندگی.....

در بازی زندگی.....
یاد میگیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...مثل آویختن به طنابی پوسیدست..‌
یاد میگیری:
نزدیکترین ها به تو ...گاهی میتوانند دورترین ها باشند...
یاد میگیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت رو بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی....
یاد میگیری :
دیوار خوب است...
سایه درخت مطلوب است...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست
دیدگاه ها (۱)

➣پرسیدنـ ــد : دوستـش دارے ؟ ✖گفتم : دنیـاے مـ ـڹ استــــ✖➣...

یک شاخه گل کوچک مریم طلب منصد تا طلب توست یکی هم طلب منبگذار...

ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭﺍ !ﺑﺎﺑﺖِ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﯾﮏ ﻣﺠﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﻋﻄﺎ ﮐﺮﺩﯼ ﺳﭙﺎﺳ...

تنها ادامه می دهم در زیر بارانحتی به درخواست چتر هم جواب رد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط