{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بازی زندگی.....

در بازی زندگی.....
یاد میگیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...مثل آویختن به طنابی پوسیدست..‌
یاد میگیری:
نزدیکترین ها به تو ...گاهی میتوانند دورترین ها باشند...
یاد میگیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت رو بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی....
یاد میگیری :
دیوار خوب است...
سایه درخت مطلوب است...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست....
دیدگاه ها (۱۳)

از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!!با مرام و مع...

تلخ ترین حادثه قرن اینه که تنها کسی که میتونه حالتو خوب کنه ...

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍﺑﺮﺍﻱ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﺴﺘﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﻋﺸﻖ،ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺎﻣﻬﺎﻱ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﻳ...

شنیدے کہ میگن :اونے کہ گریہ مے کنہ ، یہ درد داره.اما اونے کہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط