#part²

#part²
مایا⬇️
پیشبند بستم و شروع کردم به کار کردن چند دقیقه که گذشت احساس کردم صدایی شنیدم وقتی برگشتم یه پسر بسیار جذاب نشسته بود روی صندلی آنقدر محوش شده بودم تا با صدا دوباره به خودم اومدم
-ببخشید خانم اینجا نوشیدنی بدون الکل پیدا میشه
+ب......له الان براتون میارم
-ممنون میشم دوتا آماده کنید برای برادرم
+برادرتون! اما شما که تنهایی
-نه اونجا نشسته منو فرستاده سفارش بگیرم
+اها؛ خوب شماهم برید بشینین من دسرهارو براتون میارم
-باشه پس منتظریم.

وای خدای من مگه میشه که هردو برادر جذاب باشن بعد یکی از اون یکی جذاب تر و خشگل نه نه احتمالا خیالات خودم بوده
یا نه اینجوری نمیشه دوباره باید از نزدیک ببینمشون
درسرها آماده شد و من بردم برای دوتا برادر،

+بفرمایید این دسر که سفارش داده بودید
جورج⬇️
به به چه خانم زیبایی وای چه بوی خوبی هم میده میتونم اسمتونو بدونم
-تا اومدم حرف بزنم برادرش نذاشت
+جورج بسه دیگه چقدر میخوای دنبال دختر های مختلف باشی شورشو درآوردی

-میدونی چیه دنیز با اینکه برادرمی و خیلی دوستت دارم ولی یه موقع هایی دوست دارم بکشمت.

من بدون این که صدام دربیاد یا دخالت کنم رفتم سر کارم
شروع کردم دوباره با خودم حرف زدن
واقعا اینا برادرن پس چرا انقدر باهم دعوا دارن
بنظرم حتما دنیز دائما به جورج گیر میده وگرنه نباید به خاطر یه حرف ساده آنقدر عصبانی بشه

اون روز گذشت و من با کلی فکر و تخیلات برگشتم خانه.
دیدگاه ها (۰)

سلام قشنگای من 🥹🤍بالاخره برگشتم…بعد از یه مدت طولانی که مجبو...

*ترجمه صحبت‌های جونگکوک در روز سوم کنسرت سائوپائولو:🐰 بچه‌ها...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

ترکم نکن

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty four ویوی جونگ کوک :یک سا...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۲کنسرت شروع شد...خیلی هیجان زیادی داش...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط