{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا خدا فاصله ای نیست بیا

تا خدا فاصله ای نیست بیا

با هم از پیچ و خم سبز گیاه تا ته پنجره بالا برویم

و ببینیم خدا

پشت این پنجره

لحظه ای کاشته است!

تا خدا فاصله ای نیست بیا با هم از غربت این نادانی

سوی اندیشه ادراک افق

مثل یک مرغ غریب

لحظه ای پر بزنیم

کاش میشد همه سطح پر از روزن دل

بستر سبز علف های مهاجر میشد

یا همان فهم عجیب گل سرخ

یا همین پنجره گرد غروب

تا مرا با تو از این سادگی مبهم ترس

ببرد تا خود آرامش احساس پر از فهم وصال!

تا خدا فاصله ای بود اگر

من چه می دانستم که اقاقی زیباست؟!

یا گل سرخ پر از سر خداست؟!

یا اگر بود که من لای اوراق پر از سجده برگ

رمز تسبیح! نمی نوشیدم!

http://line.me/ti/p/%40hbl3895c

Telegram.me/GodSide
دیدگاه ها (۴)

پارت شش

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

وطن، هویت، ایمان، فرهنگ و همه آنچه نشان و نشانه ایرانی‌بودن ...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

🦢 پارت چهارم | عروسیبالاخره روز عروسی رسید.خانه پر از گل و م...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط