{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
صد بار ترا گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم
هریک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا بخرابات آی تا لذّت جان بینی
جانرا چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
هرگوشه یکی مستی دستی زده بر دستی
زان ساقی سرمستی با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من
ای پیش تو چو مستی افسون من افسانه
تو وقف خراباتی خرجت می و دخلت می
زین دخل به هشیاران مسپار یکی دانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی لنگر کژ میشد و مژ میشد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
دیدگاه ها (۱)

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)ممنون که بدنیا اومدی و شدی زندگی ...

My Arirang Part 6

مـــــــــــــولانـــــــــامن مست و تو ديوانه ما را که برد ...

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانهصد بار تو را گفتم کم خور...

من مست و تو ديوانه ما را که برد خانه --- صد بار تو را گفتم ک...

من مست و تو دیوانه ما را کی برد خانهصد بار تو را گفتم کم خور...

شب خوش ............................در شهر یکی کس را هشیار نم...

من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانهصد بار ترا گفتم کم خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط