رمانRUN AWAY پارت ۲

وارد دانشگاه شدم واییییی روی درو دیوار دانشگاه برنامه هایی بود که سال بالایی ها یا اون هایی که فارق تحصیل شدن بود(بچه ها از اونجایی که توی ایران دانشگاه رزمی برای دخترا وجود نداره به ناچار رفته رشته کامپیوتر)
نازگل: ازدر وارد شدم خیلی زیبا بود طرح ها یا لباس هایی که سال بالایی ها درست کرده بودن رو توی راهرو منظم چیده بودن وایییی خیلی زیبا بود عاشق اینجا شدم اینجا بهترین مدرسه طراحی مد ایران بود دوست دارم تا اخر عمرم توی همین دبیرستان بمونم وایی اینقدر محو زیبایی اینجا شدم ساعت از دستم در رفت الان کلاس شروع میشه.....سریع خودمو به کلاس رسوندم و کنار پنچره یه جای خالی بود سریع رفتم و نشستم اونجا که یه دختره که از قیافش معلوم بود بشدت پیکمیه اومد جلوم.......
ملیکا:ایش دختره ایکبری پاشو از سرجام..
نازگل:جای شما؟ ولی من ایجا کیف یا وسیله ایی نمیبینم که مال شما باشه و نشون بده این جای شماست.....
ملیکا:دختره هر*زه وقتی میگم جای منه یعنی جایه منه مگه باید وسیله ای اینجا باشه؟‌.....اصلا تو میدونی بابای من کیه دختره بی خانواده؟...بابام میتونه کل زندگیتو بخره و ازاد کنه حروم*زاده...
نازگل:هوششششش فوحش نده بعدشم بابات هر خری هم باشه هرچقدر پول داشته باشه هیچ گو*هی نیست و هیچ غلطی نمیکنه اگه خیلی شعور داشت دخترشو تربیت میکرد بی حیا...
ملیکا:دختره هر*زه چطور جرعت میکنی........دستش رو بالا برد که بزنه توی گوش نازگل که یه دختره دستش رو گرفت.......
هلن: داری چیکار میکنی ملیکا؟ هر*زه اینه یا تو که هرشب زیر یکی هستی دیشب با دوست پسرم خوش گذشت؟؟ پریشب با داداشم چطور بود هر*زه؟ هر*زه واقعیی توییی حروم*زاده!!!!!!! و میزنه توی گوش ملیکا....
ملیکا:اون....اون......(میزنه زیر گریه)😭😭
نازگل:ممنونم ازت مرسی...
هلن:خواهش میکنم کاری کردم.....میشه اینجا بشینم؟؟(اشاره به میز بغل دست نازگل)
نازگل:نمیدونم.....جای کسی نیست؟؟؟
هلن:باشه هم مهم نیست...
اسمت چیه کجا زندگی میکنی خواهر یا برادر داری؟؟
نازگل:اروم....اروم... یواش تا بتونم جواب بدم ...(میخنده)..اسمم نازگله خونمون....(یه ادرس میده) نه خواهر برادر ندارم تک فرزندم....
هلن:خوشبختم منم هلن هستم دوست داری دوست بشیم؟؟
نازگل:ام.....(داری به نیلا خیانت میکنی؟؟؟🤣) اره راستی دوست پسرت با این دختره ملیکا بهت خیانت کرده؟؟
هلن:اره.....ولی مهم نیست.....
نازگل:چرااا؟؟؟ من بودم سکته میکردم
هلن:ببین عزیزم کسی که بخواد بمونه میمونه کسی هم که بخواد بره میره یاد بگیر برای کسی که موندنی نیست دلنسوزونی💔🥀



ادامه دارد..🦋🦋
دیدگاه ها (۲)

✔️یه وقت‌هایی باید یاد بگیری بعضی اتفاق‌ها رو همون‌جایی که ا...

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

اینجا یه روز با یه پادشاه سروکار داری، یه روز با یه دزد ناقل...

💜 در زبان کره‌ای «애착» به معنی دلبستگی عمیق عاطفی یا علاقه‌ی ...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

ببین بسته به شخصیت هر فرد داره و البته اینکه یه دوست مناسب پ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.2جیمین:آه از دست تو کوک از دست تو....

My uncle 2(part 1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط