سناریو اسلیترین
پسرای اسلیترین وقتی از تاریکی ترسیدی چیمیگن؟
دراکو: بیخیال اونقدرم ترسناک نیست...حالا میخوای بغلت کنم؟
متیو: عجیبه....عاشق شاهزاده تاریکی شدی ولی از تاریکی میترسی😑بیا اینجا( دستشو به سمتت تکون میده)
تئو: فک کنم فیوز پریده .. باید صبر کنی پروفسور ها درستش کنن. میتونیم تا اون موقع تو بغل هم بخوابیم
تام:شوخیت گرفته؟ از تاریکی میترسی؟
( همونطور ک روی تخت نشسته بود و کتاب میخوند با چشماش به پایین تخت اشاره میکنه) فعلا نزدیک خودم بشین
ریگولوس: ام....( دستتو میگیره) میخوای برات داستان تعریف کنم؟ حداقل حوصلت سر نمیره اونجوری
بیلیز: (مشغول فیلم دیدن بودید) عه... الان نه اوج فیلم بود🫤هی تو ..خوبی ا.ت؟ بزار برات چراغ قوه میارم
میدونم کم بود 🙂
#سناریو #پسرای #اسلیترین
دراکو: بیخیال اونقدرم ترسناک نیست...حالا میخوای بغلت کنم؟
متیو: عجیبه....عاشق شاهزاده تاریکی شدی ولی از تاریکی میترسی😑بیا اینجا( دستشو به سمتت تکون میده)
تئو: فک کنم فیوز پریده .. باید صبر کنی پروفسور ها درستش کنن. میتونیم تا اون موقع تو بغل هم بخوابیم
تام:شوخیت گرفته؟ از تاریکی میترسی؟
( همونطور ک روی تخت نشسته بود و کتاب میخوند با چشماش به پایین تخت اشاره میکنه) فعلا نزدیک خودم بشین
ریگولوس: ام....( دستتو میگیره) میخوای برات داستان تعریف کنم؟ حداقل حوصلت سر نمیره اونجوری
بیلیز: (مشغول فیلم دیدن بودید) عه... الان نه اوج فیلم بود🫤هی تو ..خوبی ا.ت؟ بزار برات چراغ قوه میارم
میدونم کم بود 🙂
#سناریو #پسرای #اسلیترین
- ۳۰.۰k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط