{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم «بدوم تا تو همه فاصله‌ها را»

گفتم «بدوم تا تو همه فاصله‌ها را»
تا زود‌تر از واقعه گویم گله‌ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت‌ترین زلزله‌ها را

پر نقش‌تر از فرش دلم بافته‌ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله‌ها را

ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله‌ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پر زدن چلچله‌ها را

یک بار هم‌ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل کند این مسئله‌ها را…
دیدگاه ها (۴)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

شعر

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بِدَوَم تا تو... همه ی فاصله ها را تا زود تر از واقع...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله...

گفتم: « بدوم تا تو همه فاصله ها را » تا زودتر از واقعه گويم ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط