{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی

غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی
با من به «جمع» مردم تنها خوش آمدی

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت... برای تماشا خوش آمدی

راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست
ای من به آخرین شب دنیا خوش آمدی

پایان ماجرای دل و عشق، روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
دیدگاه ها (۱۷)

مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا راو...

دست‌های تو انگارپرچم‌های صلح‌اندبر خرابه‌ی روزهای منکه جز نش...

عزیز میگه مردها هر قدر هم که بزرگ و باسواد و پول دار بشن، با...

به قول حسین پناهی :یک وقت هایی باید روی یک تکّه کاغذ بنویسی ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

غمخوار من به خانه غم ها خوش آمدیبا من به جمع مردم تنها خوش آ...

غمخوار من! به خانه‌ی غم‌ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خ...

غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط