پارت ۳۴

تراس خالی بود. فقط صدای موسیقی از داخل سالن می‌اومد. تهیونگ به نرده‌ها تکیه داده بود. من چند قدم عقب‌تر ایستاده بودم. دست‌هام دور بازوم حلقه شده بود.

& (نگاهم کرد) حالت خوبه؟

· ب... بله. ممنون.

& اون لباس... خیلی کوتاهه.

· خ... خاله خرید.

& می‌دونم. برای همین چیزی نگفتم.

سکوت. تهیونگ یه سیگار از جیبش درآورد. روشن کرد. دودش تو هوای سرد پیچید.
& (آروم) می‌خوام یه چیزی رو بدونم. تو اون شب... چرا گذاشتی کای ببوسه‌ت؟

قلبم ایستاد. رنگم پرید. یعنی می‌دونست؟

· م... من...

& (حرفم رو قطع کرد) جواب بده.

· ا... اون منو تهدید کرد. گفت اگه مقاومت کنم، به تو می‌گه که من...

& (سیگارش رو خاموش کرد) که چی؟

· که من... عاشقتم.

سکوت. سنگین. تهیونگ برگشت. نگاهم کرد. چشم‌هاش سرد بود. ولی یه چیزی توش بود. یه چیز عجیب.
& (آروم) عاشق من؟

اشک تو چشم‌هام جمع شد.

· م... من نمی‌تونم. نمی‌تونم ازت متنفر باشم. با اینکه شکنجه‌م می‌کنی. با اینکه تحقیرم می‌کنی. ولی...

& (جلو اومد) ولی چی؟

· ولی تو یه بار نجاتم دادی. تو یه بار، فقط یه بار، برام نگران شدی.

تهیونگ مکث کرد. به من نگاه کرد. طولانی. بعد یه پوزخند تلخ زد.
& (آروم) تو خیلی ساده‌ای. فکر می‌کنی نجات دادن یعنی عشق؟

· ن... نه. ولی...

& (حرفم رو قطع کرد) من به عشق اعتقادی ندارم. عشق یه دروغه. یه ضعف. تو هم فقط یه بازیچه‌ای.

سرم رو پایین انداختم تهیونگ یه قدم عقب رفت.
& (آروم) ولی... شاید من هم یه‌کم ضعیف شده باشم.

سرم رو بلند کردم. تهیونگ به بیرون نگاه می‌کرد. چهره‌ش تو نور کم تراس، شکسته به نظر می‌رسید.
& (آروم) برو تو. مهمون‌ها منتظرن.

برگشتم. به سمت در. ولی یه لحظه ایستادم. تهیونگ هنوز به بیرون نگاه می‌کرد. تنها. سرد. ولی این بار، یه چیز دیگه هم تو وجودش بود. یه چیز که اسمش رو نمی‌دونستم. ولی حسش می‌کردم.
دیدگاه ها (۳)

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁸ویو میکا_____داشتیم از...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط