واقعا این شعر رو از دست ندید حیفه...

واقعا این شعر رو از دست ندید حیفه...
جون من بخونید



رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرم
و کمی جنس بفرموده ی مامان بخرم
از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه
قصد کردم قدحی " ناز "از ایشان بخرم
ناز از دلبر طنّاز ،خریدن دارد

بس که ابروی"تتو" با مژه اش سِت شده بود
مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم
که به خود آمده،دیدم به سرش شالی نیست!
به کجا میروم اینگونه شتابان! بخرم!
نکند دوره چهل سال عقب برگشته
یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!
باتعجّب و کمی دلهره گفتم ؛بانو!
بهرتان روسری اندازه ی " روبان"! بخرم؟
گفت؛ با لحن زنانه " برو گم شو عوضی"!
پسر "مش صفرم"!، آمده ام نان بخرم!!
دیدگاه ها (۶)

این شعر رو از دست ندید حیفه...رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان...

طنزانه ...

اندر حکایت پیدا کردن همسر ______رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نا...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچه دو عدد ...

واقعا این شعر رو از دست ندید حیفه...😂 😂 😂 رفته بودم سرِ کوچ...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! 😂 😂 😂 😂 رفته بودم سرِ ...

شعر برای پسرارفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرمو کمی جنس بف...

به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچه دو عدد ...

#شعر_طنز به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! رفته بودم سرِ کوچ...

✔ ️به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!👇 🏻 رفته بودم سرِ کوچه دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط