قسمت۱۴:

قسمت۱۴:

شبش من یه لباس دخملونه صورتی پوشیدم ...
رومینا هم یه پیرهن قرمز پوشیده بود...
فاطی هم یه مشکیش..
کیا هم که طبق معمول تیپ معمولی اما خفن....
سارا هم یه لباس طوسی پوشیده بود.....
(همشون تو کادر هستن)
لیانا و آریا از گروه رفته بودنو ما مونده بودیم....
رفته بودیم رستورانی که اس ام ترتیب داده بود پسرا هم که کت و شلوار همه از دم مشکی...
معلوم نبود تهیون با خودش چه فکری کرده بود که با نفرت داشت نگاهم میکرد
منو بکی حلقه هامونو ننداخته بودیم که شایعه نشه بقیه هم ننداخته بودن...
همه محو لباس ما بودن
خلاصه شب خوبی بود شام خوردیم یه ذره سخنرانی کردیمو به خوبی داشت پیش میرفت...
دیدگاه ها (۳)

پارت۱

یین و یانگ (پارت ۱۳)

#P𝗔R𝗧 : 38〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

بدون عنواندستش را به سوی پسر جوان دراز کرد:_آقا میشه کمک کنی...

دستش را به سوی پسر جوان دراز کرد:_آقا میشه کمک کنید?پسر نگاه...

#پارت_۴۴آنابا دیدن پلاک زنجیر روبروم دلم میخواس بپرم بغلش کن...

پارت 4سولی روی مبل نشسته بودم که صدای در اومد به اجوما گقتم ...

قشنگ ترین متنیه که تو لاین دیدم حتما بخونید_________________...

بخـــون اگـه دوســـت داشتـــی انتقـــالش بده شایـــد چنــــد...

بخون اگه دوست داشتی انتقالش بده شاید چند ثانیه روت تاثیر داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط