به قلم : هانس کریستیان آندرسن
به قلم : هانس کریستیان آندرسن
انتشار : 20 آبان 11 نوامبر 1834
.
............................................... جوجه اردک زشت تولدتان مبارک !
.
اشاره : بیست آبان زادروز انتشار "جوجه اردک زشت "داستان معروف و محبوب بچه های دنیااست ...مجله "فرهنگ نو "...نوشتن این قصه ی جذاب و خواندنی را که چاپ آن حادثه ی مهمی درادبیات دنیا ...به خصوص دنیای کودکان بوده و هست ...به اهل ادبیات و هنر....کودکان ایران و دنیا ...واهالی با فرهنگ و اهل کتاب فیس آباد تبریک و تهنیت می گوید ....یاد"هانس کریستیان اندرسن "را با تماشای این مجسمه ی زیبا که توسط یک هنرمند مجسمه سازبرای داستان معروف "جوجه اردک زشت "کارشده ....گرامی می داریم ................
***
یک آدم زشت ، دنیا را چطوری می بیند؟ آیا دریافت او از اطرافیانش عمیق تر است؟ آیا چیزهایی می بیند که بقیه نمی بینند؟ آیا همان طور می بیند که "هانس کریستین اندرسن "دیده است؟
او زشت بود... از طبقه بدبخت جامعه بود... دیر مدرسه رفت و آن جا، مسخره اش کردند... بعد پولدارها او را به فرزند خواندگی پذیرفتند... بعد بیشتر درس خواند... زبان یاد گرفت... شعر گفت... داستان نوشت... سفر رفت... دیکنز را دید و معروف شد... همه نشانه ها مهیاست برای این که زندگی نامه نویس ها و منتقد ها جوجه اردک زشت را زندگی نامه خودنوشت او به حساب بیاورند و دقیقا همین کار را کرده اند اما وافعا در تمام دنیا، چه کسی ممکن است که بتواند ادعا کند که با جوجه اردک زشت هم ذات پنداری نکرده است؟
به نظرم حتی ربطی به این ندارد که شما چه شکلی باشید یا چند سال تان باشد یا چطوری فکر کنید؛ بالآخره یک بار، یک جایی، به دلیلی، "جمع" شما را از خود رانده است و همین کافی است... شاید این داستان یکی از کلی ترین و تمثیلی ترین چیزهایی باشد که نوشته شده و یکی از ساده ترین آنها...
انتشار : 20 آبان 11 نوامبر 1834
.
............................................... جوجه اردک زشت تولدتان مبارک !
.
اشاره : بیست آبان زادروز انتشار "جوجه اردک زشت "داستان معروف و محبوب بچه های دنیااست ...مجله "فرهنگ نو "...نوشتن این قصه ی جذاب و خواندنی را که چاپ آن حادثه ی مهمی درادبیات دنیا ...به خصوص دنیای کودکان بوده و هست ...به اهل ادبیات و هنر....کودکان ایران و دنیا ...واهالی با فرهنگ و اهل کتاب فیس آباد تبریک و تهنیت می گوید ....یاد"هانس کریستیان اندرسن "را با تماشای این مجسمه ی زیبا که توسط یک هنرمند مجسمه سازبرای داستان معروف "جوجه اردک زشت "کارشده ....گرامی می داریم ................
***
یک آدم زشت ، دنیا را چطوری می بیند؟ آیا دریافت او از اطرافیانش عمیق تر است؟ آیا چیزهایی می بیند که بقیه نمی بینند؟ آیا همان طور می بیند که "هانس کریستین اندرسن "دیده است؟
او زشت بود... از طبقه بدبخت جامعه بود... دیر مدرسه رفت و آن جا، مسخره اش کردند... بعد پولدارها او را به فرزند خواندگی پذیرفتند... بعد بیشتر درس خواند... زبان یاد گرفت... شعر گفت... داستان نوشت... سفر رفت... دیکنز را دید و معروف شد... همه نشانه ها مهیاست برای این که زندگی نامه نویس ها و منتقد ها جوجه اردک زشت را زندگی نامه خودنوشت او به حساب بیاورند و دقیقا همین کار را کرده اند اما وافعا در تمام دنیا، چه کسی ممکن است که بتواند ادعا کند که با جوجه اردک زشت هم ذات پنداری نکرده است؟
به نظرم حتی ربطی به این ندارد که شما چه شکلی باشید یا چند سال تان باشد یا چطوری فکر کنید؛ بالآخره یک بار، یک جایی، به دلیلی، "جمع" شما را از خود رانده است و همین کافی است... شاید این داستان یکی از کلی ترین و تمثیلی ترین چیزهایی باشد که نوشته شده و یکی از ساده ترین آنها...
- ۲.۰k
- ۲۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط