چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی

چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی
پر است سینه ام از انده گران بی تو
لب از حکایت شب های تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو
دیدگاه ها (۱)

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

دلم قرار نمی گیرد از فغان بی توسپند وار زکف داده ام عنان بی ...

#لب از #حکایت #شبهای #تار می بندماگر #امان دهدم #چشم خونفشان...

دلم قرار ندارد از فغان ، بی توسپندوار ز کف داده ام عنان ، ب...

مُبتًلاےٍ تـــ∞ـــۅاًم ۅًطُ ضربانـــﮩـ٨ــﮩـ♡ قلب منی∞💜✨چون آ...

بسم الله الرحمن الرحیم محراب جمکران دلم قرار نمی گیرد از فغا...

شعرے از آیت اللہ سید علے حسینے خامنہ اے با عنوان محراب جمکرا...

...یا اباصالح...

سروده امام خامنه‌ای حفظه‌الله‌تعالی درباره حضرت ولی‌عصر(عج) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط