{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عسلويه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...

در عسلويه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...
وقتـــــی موذن مسجد برای اذان گفتن ميره ميبينه کولرهای مسجد به سرقت رفته به امام مسجـــــد زنگ ميزنه و امام مسجد هم به نيروی انتظامــــی خبر ميده وقتی نيروی انتظامـــــی مياد ميبينه فقط کولــــرها رو بردن
داشت صورت جلسه می کرد که يه نامه در محراب مسجد پيدا ميکنه
متن نامه:
خــــدای بزرگ من از تو دزدی ميکنم چون زن وبچه نداری که از گرما بيقراری کنن!
حق الناســــی هم بر گردنم نيست از خانه تو دزدی کردم، طفل شير خوارم از گرما تلف ميشه
اگر وضع ماليم خوب شد کولرها رو پس ميارم کسانـــی که ميان اينجا نماز می خوانند اگر بخاطر تو هست بايد گرما رو با وجود تو حس نکنند اگر تمام فکرشان به عبادت با تو باشد.
با تشکر دزد هستم دنبالم نگردین از خدا دزدی کردم!!
دیدگاه ها (۳)

ٰٰلبخند ماجرای عجیبی دارد:اگر آن را به محبوبی هدیه كنی احساس...

ناصر لويمی: زغالهای خاموش را کنار زغالهای روشن میگذارند تا ر...

در عسلويه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...وقتـــــی موذن مسجد برا...

دختره یک عکس اینجوری تو فیس گذاشتهمیگه میخوام متفاوت باشم ع...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

◀در عسلویه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...وقتـــــی موذن مسجد برا...

در عسلويه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...وقتـــــی موذن مسجد برا...

◀در عسلویه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...وقتـــــی موذن مسجد برا...

در عسلويه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...وقتـــــی موذن مسجد برا...

متن نامه:خــــدای بزرگ من از تو دزدی میکنم چون زن وبچه نداری...

اتفاقی عجیبوقتی بانی مسجدجهت برگزاری نماز صبح وارد مسجد میشو...

در میانه یکی از شهرهای آذربایجان شرقی اتفاقی عجیب افتاد وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط