{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◀در عسلویه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...

◀در عسلویه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...
وقتـــــی موذن مسجد برای اذان گفتن میره میبینه کولرهای مسجد به سرقت رفته به امام مسجـــــد زنگ میزنه و امام مسجد هم به نیروی انتظامــــی خبر میده وقتی نیروی انتظامـــــی میاد میبینه فقط کولــــرها رو بردن
داشت صورت جلسه می کرد که یه نامه در محراب مسجد پیدا میکنه
◀در عسلویه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...
وقتـــــی موذن مسجد برای اذان گفتن میره میبینه کولرهای مسجد به سرقت رفته به امام مسجـــــد زنگ میزنه و امام مسجد هم به نیروی انتظامــــی خبر میده وقتی نیروی انتظامـــــی میاد میبینه فقط کولــــرها رو بردن
داشت صورت جلسه می کرد که یه نامه در محراب مسجد پیدا میکنه
◀در عسلویه بوشهر اتفاقی عجیب افتاد...
وقتـــــی موذن مسجد برای اذان گفتن میره میبینه کولرهای مسجد به سرقت رفته به امام مسجـــــد زنگ میزنه و امام مسجد هم به نیروی انتظامــــی خبر میده وقتی نیروی انتظامـــــی میاد میبینه فقط کولــــرها رو بردن
داشت صورت جلسه می کرد که یه نامه در محراب مسجد پیدا میکنه
دیدگاه ها (۱۹)

متن نامه:خــــدای بزرگ من از تو دزدی میکنم چون زن وبچه نداری...

دیشب دوباره تب داشت. صب صورتش اینجوری شد. آقا سید شما میدونی...

سمیحا گل ناز منه...

گل من حالش خوب نیست. تب کرده. دعا کنین زودتر خوب شه... <_>

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط