عنوان فیکشن: عشق سرد
عنوان فیکشن: عشق سرد
موضوع :
در سال ۲۰۲۲، سانمی و سه بوم، دو نوجوان دبیرستانی، وارد یک رابطهی عاشقانه میشن؛ رابطهای که پر از احساسات پاک نوجوانی و لحظات به یاد موندنیه. اما این رابطه در سال ۲۰۲۳ به دلایلی مبهم (مثل فاصله گرفتن، اختلاف شخصیت یا فشارهای خانوادگی) تموم میشه. سانمی دلشکستهست اما سعی میکنه ادامه بده و فکر میکنه دیگه هیچوقت سه بوم رو نمیبینه.
همهچی وقتی عوض میشه که دبیرستان جدید شروع میشه. سانمی با ذهنی پر از خاطرات و زخمهای قدیمی، وارد مدرسه میشه، ولی ناگهان با حقیقتی غیرمنتظره روبهرو میشه: سه بوم برگشته... همون شخص، اما انگار آدم دیگهای شده. حالا سردتر، مغرورتر، بیاحساستر ـــ و از نظر همه، جذابتر و مرموزتر.
سانمی نمیتونه باور کنه که همون پسری که یک روزی دوستش داشت حالا حتی بهش نگاه هم نمیکنه.
همزمان، مدیر مدرسه اعلام میکنه که برای ایجاد "ارتباط بهتر بین دانشآموزان جدید"، یک برنامهی اقامت در ویلا ترتیب داده؛ هر دو نفر بهصورت تصادفی انتخاب میشن تا با هم در یک ویلا بمونن. قرعهکشی انجام میشه و در کمال ناباوری، سانمی و سه بوم با هم همویلا میشن.
حالا سانمی گیر افتاده با کسی که زمانی همه دنیای او بود ــ و حالا انگار یه غریبهست. اما زیر پوست سرد و مغرور سه بوم، آیا هنوز همون پسر قدیمی هست؟ آیا چیزی بینشون باقی مونده، یا باید با گذشته برای همیشه خداحافظی کنن؟
موضوع :
در سال ۲۰۲۲، سانمی و سه بوم، دو نوجوان دبیرستانی، وارد یک رابطهی عاشقانه میشن؛ رابطهای که پر از احساسات پاک نوجوانی و لحظات به یاد موندنیه. اما این رابطه در سال ۲۰۲۳ به دلایلی مبهم (مثل فاصله گرفتن، اختلاف شخصیت یا فشارهای خانوادگی) تموم میشه. سانمی دلشکستهست اما سعی میکنه ادامه بده و فکر میکنه دیگه هیچوقت سه بوم رو نمیبینه.
همهچی وقتی عوض میشه که دبیرستان جدید شروع میشه. سانمی با ذهنی پر از خاطرات و زخمهای قدیمی، وارد مدرسه میشه، ولی ناگهان با حقیقتی غیرمنتظره روبهرو میشه: سه بوم برگشته... همون شخص، اما انگار آدم دیگهای شده. حالا سردتر، مغرورتر، بیاحساستر ـــ و از نظر همه، جذابتر و مرموزتر.
سانمی نمیتونه باور کنه که همون پسری که یک روزی دوستش داشت حالا حتی بهش نگاه هم نمیکنه.
همزمان، مدیر مدرسه اعلام میکنه که برای ایجاد "ارتباط بهتر بین دانشآموزان جدید"، یک برنامهی اقامت در ویلا ترتیب داده؛ هر دو نفر بهصورت تصادفی انتخاب میشن تا با هم در یک ویلا بمونن. قرعهکشی انجام میشه و در کمال ناباوری، سانمی و سه بوم با هم همویلا میشن.
حالا سانمی گیر افتاده با کسی که زمانی همه دنیای او بود ــ و حالا انگار یه غریبهست. اما زیر پوست سرد و مغرور سه بوم، آیا هنوز همون پسر قدیمی هست؟ آیا چیزی بینشون باقی مونده، یا باید با گذشته برای همیشه خداحافظی کنن؟
- ۱۳.۱k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط