{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه از وقتی که یارت کفش رفتن پا کند

آه از وقتی که یارت کفش رفتن پا کند

تا خودش را در کنار دیگری پیدا کند

عشق رمّانی غم انگیز است،سختی می کشد

هرکه نقش قهرمان قصه را ایفا کند

دور از آغوش تو می لرزم ،تویی آنکه بناست

دست خود را مثل شال از گردن من وا کند

رفتی و باعث شدی در فصل گرم سال هم

یک نفر باشد که هی دستان خود را ها کند

نیست و نابودم و از بس نمی آیم به چشم

آینه کم مانده تصویر مرا حاشا کند

یاد تو افتادم و بدجور داغم تازه شد

وای از روزی که زخم کهنه ای سر وا کند.



#F
دیدگاه ها (۴)

آه از وقتی که یارت کفش رفتن پا کندتا خودش را در کنار دیگری پ...

آه از وقتی که یارت کفش رفتن پا کندتا خودش را در کنار دیگری پ...

آه از وقتی که یارت کفش رفتن پا کندتا خودش را در کنار دیگری پ...

‍ ‍ ‍ #یا_سید_الساجدین_ع دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شدهمانند ...

تقدیم به عشقم ابراهیم: روزهای خوب باهم بودنمان گذشت، روزهایی...

بی عشق زیستن را ، جز نیستی چه نام است ؟یعنی اگر نباشی ، کار ...

حدیث بداق شاعر خرم‌آبادی

ریشه در خون همکیشان

ابوالفضل حکیمی شاعر نی‌ریزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط