{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد

کاش می آمد و از دور تماشا میکرد

فال من ،یوسف گمگشته اگر می آمد

با دل مرده ی من کار مسیحا میکرد

گرچه پرونده ی اعمال سیاهی دارم

کاش می آمد و با این همه امضا میکرد

من اگر منتظر واقعه ی او بودم

کِی قرار دل ما امشب و فردا میکرد

کاش می آمد و یک شب وسط سینه زنی

در عزای پدرش ناحیه نجوا میکرد

شب هشتم وسط روضه ی اربا اربا

گریه بر تشنگی اکبر لیلا میکرد

من یقین دارم اگر کرب و بلا داشت حضور

بر سر نعش علی یاری بابا میکرد

یا که در هلهله ی آن همه نامحرم هرز

مهدی ما کمک زینب کبری میکرد
دیدگاه ها (۴)

خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌های منمن خسته‌ام! طلوع کن امشب برای...

بین بازار غلامان نظر انداخته ایجنس مرغوب نبودم نخریدی! باشد!...

به یاد رفتنت هر شب به راهت خیره می مونمچه حالی دست من دادی م...

امروز حتی قلم هم برایم ناز میکند!چیزی نمی نویسد،شاید از بس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط