{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می‌کنم

امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می‌کنم
آتش به دل می‌افکنم، دریا به دامان می‌کنم

می‌جویمت، می‌جویمت، با آن که پیدا نیستی
می‌خواهمت، می‌خواهمت، هر چند پنهان می‌کنم

زندانِ صبرآموز را، در می‌گشایم ناگهان
پرهیز طاقت‌سوز را، یکسر به زندان می‌کنم

یا عقل تقوا پیشه را، از عشق می‌دوزم کفن
یا شاهد اندیشه را، از عقل عریان می‌کنم

بازآ که فرمان می‌برم، عشقِ تو با جان می‌خرم
آن را که می‌خواهی ز من، آن می‌کنم، آن می‌کنم
دیدگاه ها (۶)

زندگی گاهی قفس گاهی قناری میشود...سهم ماهیها زمانی ؛ بیقراری...

کمی آلوده بر بغضم ، کمی سرگرمِ طوفانمکمی ابری کمی تا قسمتی د...

رفت و بعد از رفتنش آن شب چه بارانی گرفتبوته ی یاس کنار نرده ...

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

امشب اگر یاری کنی ای دیده توفان می کنمآتش به دل می افکنم دری...

امشب اگر یاری کنی ای دیده توفان می کنمآتش به دل می افکنم دری...

#امشب-اگر-یاری-کنی،-ای-دیده-توفان-می-کنمآتش به دل می افکنم، ...

امشب اگر یاری کنی این دیده طوفان میکنمآتش به دل می افکنم دری...

امشـــب اگر یارے کنی، اے دیده توفان می‌کنمآتش به دل می‌افک...

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنمخلق می دانند و من انکار ا...

دردت توی همه وجودم..همه من..تمام عشقم..صاف و ساده من..فدای ق...

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنمخلق می دانند و من انکار ا...

عشق باید همسفر با عقل کرداین سخن "سالک" ز پیری نقل کردعقل را...

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنیفیروز روز آن که تو بر وی گذر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط