امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان میکنم
امشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان میکنم
آتش به دل میافکنم، دریا به دامان میکنم
میجویمت، میجویمت، با آن که پیدا نیستی
میخواهمت، میخواهمت، هر چند پنهان میکنم
زندانِ صبرآموز را، در میگشایم ناگهان
پرهیز طاقتسوز را، یکسر به زندان میکنم
یا عقل تقوا پیشه را، از عشق میدوزم کفن
یا شاهد اندیشه را، از عقل عریان میکنم
بازآ که فرمان میبرم، عشقِ تو با جان میخرم
آن را که میخواهی ز من، آن میکنم، آن میکنم
آتش به دل میافکنم، دریا به دامان میکنم
میجویمت، میجویمت، با آن که پیدا نیستی
میخواهمت، میخواهمت، هر چند پنهان میکنم
زندانِ صبرآموز را، در میگشایم ناگهان
پرهیز طاقتسوز را، یکسر به زندان میکنم
یا عقل تقوا پیشه را، از عشق میدوزم کفن
یا شاهد اندیشه را، از عقل عریان میکنم
بازآ که فرمان میبرم، عشقِ تو با جان میخرم
آن را که میخواهی ز من، آن میکنم، آن میکنم
- ۹۱۸
- ۰۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط