{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم
خلق می دانند و من انکار ایشان می کنم

عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید،
از غم رسوا شدن، سر در گریبان می کنم

دیده بر هم می نهم تا بسته ماند سر عشق
این حباب ساده را سر پوش توفان می کنم

این من و این دامن و این مستی آغوش تو
تا چه مستوری من آلوده دامان می کنم

دست و پا گم کرده و آشفته می مانم به جای
نعمت وصل تو را، اینگونه کفران می کنم

تا چراغانی کنم راه تو را، هر شامگاه
اشک شوقی، نو به نو، آویز مژگان می کنم

زان نگاه کهربائی، چاره فرمان بردن است
هر چه می خواهی بگو! آن می کنم، آن می کنم
دیدگاه ها (۳)

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط