یک روز داخل اتوبوس صندلیم رو به یک پیرزن دادم
یک روز داخل اتوبوس صندلیم رو به یک پیرزن دادم
در حقم دعا کرد و گفت :
جوان دعا میکنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی
سوال کردم حاج خانم نوبتی دیگه چیه؟
گفت فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانت رو نداشتی، بین بچه هات به خاطر نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست،من نگهش نمی دارم ،نوبت توست
از خداوند در خواست دارم که به تمامی ما انسانها عمر با عزت عطا کندو هیچ کدوم ما هیچ وقت نوبتی و محتاج نشیم !
در حقم دعا کرد و گفت :
جوان دعا میکنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی
سوال کردم حاج خانم نوبتی دیگه چیه؟
گفت فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانت رو نداشتی، بین بچه هات به خاطر نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست،من نگهش نمی دارم ،نوبت توست
از خداوند در خواست دارم که به تمامی ما انسانها عمر با عزت عطا کندو هیچ کدوم ما هیچ وقت نوبتی و محتاج نشیم !
- ۴۵۵
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط