{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز داخل اتوبوس صندلیم رو به یک پیرزن دادم

یک روز داخل اتوبوس صندلیم رو به یک پیرزن دادم
در حقم دعا کرد و گفت :
جوان دعا میکنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی
سوال کردم حاج خانم نوبتی دیگه چیه؟
گفت فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانت رو نداشتی، بین بچه هات به خاطر نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست،من نگهش نمی دارم ،نوبت توست

از خداوند در خواست دارم که به تمامی ما انسانها عمر با عزت عطا کندو هیچ کدوم ما هیچ وقت نوبتی و محتاج نشیم !
دیدگاه ها (۲)

بدون شرح ..

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی یا توانستی زم...

بغض کاش خوردنی بودیا مثلا جویدنییا اینکه در آب حل میکردیو سر...

شعری از فرناندو پسواای کاش گرد وغبار کوچه ها باشم و در زیر پ...

دیدار باتو (پارت ۵)

نوبتی نشی!🙏 🏻 یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرزن دادمدر...

اینم ی پست قشنگ ...

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم در حقم د...

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم در حقم د...

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرزن دادمدر حقم دعا کرد و ...

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یکپیرزن دادم ; در حقم دعا کرد ...

نوبتی نشی!?یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرزن دادمدر حق...

الهی نوبتی نشی!یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرزن دادم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط