{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جام

جـــــام
̅̅م̅̅ـ̅̅ـ̅̅̅̅ج̅̅ـ̅̅ـ̅̅̅̅م̅̅ـ̅̅ـ̅̅و̅̅ع̅̅ـ̅̅ـ̅̅ه ه̅̅ش̅̅ـ̅̅ـ̅̅ت̅̅م̅̅ـ̅̅ـ̅̅

قرعه ی زندگی ام عشق به نامم افتاد
صیدِ من آمد و از قصد به دامم افتاد

جیبِ خالی، پُزِ عالی، شکمِ سیر نشد!
غزلی آمد و بر سفره ی شامم افتاد

خواستم چای بنوشم، بنویسم شعری
ناگهان سرد شد و برف به بامم افتاد

به سرم زد که شرابی بخورم گرم شوم
از بد اقبالیِ من زهر به جامم افتاد

سختیِ زندگی ام لحظه ی ناکامی بود
نا امیدم که چرا مرگ به کامم افتاد!!

دستم از دستِ کسی غیرِ تو دلگرم نشد
آخرش اسمِ تو در ختمِ کلامم افتاد

#حسین_حیدری"رهگذر"

اثری از مجموعه هشتم
مرگبار(فصل دوم)

─═ঊঈঊঈ مــرگـبـــار ঊঈঊঈ═─



#نوشته_عاشقانه #دلنوشته #جذاب #خاص #BEAUTIFUL
دیدگاه ها (۱)

تیر رَس

من شاعرِ این شعرهای بی سرانجاممشیرین تر از لیلایم و دوری‌ست ...

تک درختی سر یک تپه ی غمگینم و سردآنقدر خسته ام از خلوت بامم ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

لنگیااا چقدر ناشکری 😵‍💫😠😡حالا بازم برید شکایت کنید از آل یاس...

ترانه فوق العاده زیبای: پرندهبا اجرای مشترک 2 استاد بزرگ ایر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط