خانه به دوش فنا در شب طوفانیم, داغ کدامین گناه خورده به پ

خانه به دوش فنا در شب طوفانیم, داغ کدامین گناه خورده به پیشانیم, همسفر بادها رفته ام از یادها, فاصله ای نیست تا لحظه ی ویرانیم
دیدگاه ها (۵)

جاده بی راهه

مهم نیست کجای این جهآن ایستاده ای همین که #مَن دستآن #طُ را ...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

پدرم نیست ...

معرفی رمان: نقابی در شهر«نقابی در شهر» یه رمان صدم قسمتیه. ژ...

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط