{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانه به دوش فنا در شب طوفانیم, داغ کدامین گناه خورده به پ

خانه به دوش فنا در شب طوفانیم, داغ کدامین گناه خورده به پیشانیم, همسفر بادها رفته ام از یادها, فاصله ای نیست تا لحظه ی ویرانیم
دیدگاه ها (۵)

,

,

تقدیم به شما دوستان عزیزم

:)

مهم نیست کجای این جهآن ایستاده ای همین که #مَن دستآن #طُ را ...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

به احترام تمام چشم‌هایی که بلدند زیباییِ لحظه‌ها رو ببینند☀️...

قصه ی.ناتمامبابام یه شب خوابید و دیگه بیدار نشدحسرت یه بغل و...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط