🍁

🍁
کوره که بسته شد،
در فاصله‌ی خوردن یه استکان چای،
می‌بینم قندم را مدیون سوزاندن استخوان‌های درختانم!
درختانی که علم حرمت بابونه ثابت می‌کنه برادران ناتنی آدمیزادند!
کدام برادر حاضره خودش کربن بخوره
تا اکسیژن برادرش پیوسته به راه باشه!
درختان، درختانی که گهواره‌ی اولین نگاه به جهان
و تابوت آخرین نگاهمون به همون جهانه!
یک شب کابوسم، هزار درخت بود که درِ خانه‌ام را می‌زدند
و شاخ و برگشونو ازم می‌خواستن!
تا بیدار شدم ده‌‌بار مُردم و زنده شدم!

✍ #حسین_پناهی
📚 #بی‌بی‌یون
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۳)

کوره که بسته شد، در فاصله‌ی خوردن یه استکان چای، می‌بینم قند...

بوی شالیزار.و عطردرخت مُورد و اب چشمه ..چی میخاد دیگه ادم

کوره که بسته شد، در فاصله‌ی خوردن یه استکان چای، می‌بینم قند...

حسین پناهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط