{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این برنامه ای بود که بی‌تی‌اس باهاش DARK&WILD رو منتشر کر

این برنامه ای بود که بی‌تی‌اس باهاش DARK&WILD رو منتشر کرد، حرکت صفر یا صدی که آینده تیم رو در معرض خطر قرار میداد. متاسفانه واقعیت خیلی مهربون نبود. شوگا ناامیدیشون رو شرح میده:
_ما براش خیلی سختی کشیدیم، پس چرا…؟

*American Hustle Life*
به دو سال پیش برمیگردیم. یعنی تابستون 2012، زمانی که جونگکوک به مدت یه ماه برای یادگیری رقص به ایالات متحده رفت. این یه سال قبل از دبیوی بی‌تی‌اس و زمان کارآموزی جونگکوک بود. اون به یاد میاره:
_شاید چون وقتی برای اولین بار کارآموز شدم، هدف جدی‌ای نداشتم، کمپانی گفت که من شخصیت منحصر به فردم رو نشون نمیدم. من هر کاری بهم گفته شد انجام دادم و استعداد داشتم، اما یه چیزی بود که نشون نمیدادم. فکر کنم به خاطر شخصیتم نمیتونستم احساساتم رو خیلی خوب بیان کنم. فکر میکنم اونها من رو به اونجا فرستادن تا برم و شخصاً چیزها رو درک کنم.
سفر آموزشی خارج از کشور موفقیت آمیز بود. جونگکوک اونموقع یه دانش آموز دبیرستانی بود و هیچ تصور روشنی از معنای هنرمند بودن نداشت، اما این سفر اون رو متحول کرد. جونگکوک  توضیح میده:
_نکته جالب اینه که من کار خاصی اونجا انجام ندادم. به جای دروس معمولی، سبک کارگاه رقص رو یاد گرفتیم و از اونجایی که من چنین تجربه ای نداشتم، یکم خجالتی و مردد بودم. وقتی مرخصی داشتیم، به ساحل میرفتم تا بشینم، جامپونگ میخوردم و وقتی خودم به خوابگاه میرفتم، غلات و شیر میخوردم... وقتی برگشتم سنگین تر شده بودم (میخنده). اما وقتی بعد از برگشت به کره رقصیدم، کمپانی و هیونگ ها گفتن که من کاملاً فرق کردم. راستش فکر نمیکنم کار زیادی اونجا انجام داده باشم، اما اونها گفتن که شخصیت و سبک رقص من همش تغییر کرده. فکر میکنم مهارت های من اونموقع خیلی بهبود پیدا کرد.
دیدگاه ها (۰)

اما ورایتی شوهایی که یه هنرمند یا گروه آیدل رو به نمایش میذا...

دلیل این مشکل ناگهانی مشکل «بهبود بخشیدن» بود که همه گروه‌ها...

_اگه تیم های دیگه به عنوان کاندید مقام اول معرفی بشن، خوبه. ...

اگرچه همیشه آسون نبود، اما واضح بود که بی‌تی‌اس کم کم در حال...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

Pat:1اسم : عاشق چشماش شدم ا.ت . صبح که از خواب بیدار شدم دید...

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

نام:قرارداد نفرت part:²⁵جونگکوک زد زیر خنده.و هر دوتاشون، در...

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط