تک پارتی
تک پارتی
از:جونگکوک
وقتی حالش خوب نبود
چند وقتی میشه که جونگکوک مشغله کاری خیلی زیادی داره
هرشب تا آخر شب توی کمپانی میموند توی استودیو مشغول ضبط بود
کمپانی بهش سخت میگرفت و مجبور بود با انرژی زا خودشو سرپا نگه داره
و ات
ات سعی میکرد در هر موقعیتی بود هوای جونگکوک رو داشته باشه
اکر خسته بود فقط سکوت میکرد و سعی میکرد با حضورش جونگکوک رو آروم کنه
و
روز های بعدی همینطور گذشت تا اینکه
کمپانی پیشنهاد همکاری ات با جونگکوک رو داد
ات قرار بود توی نوشتن اهنگ جدید کوکی بهش کمک کنه
فکر میکردن همه چیز عالی پیش میره
ولی
زندگی همیشه همینطور نیست
موقع نوشتن لیریک بودن که یه اختلاف کوچیک شروع شد
ات:کوکی بهتر نیست این قسمت رو اینطوری انجام بدی؟
کوک:ات اگر اینکارو کنم کلا ریتم بهم میخوره این اهنگ غمگینه ولی با کار تو داره تبدیل میشه به یه اهنگ شاد
ات:خب کوک توی هر غمی به شادی هست شنونده گریش میگیره با این لیریک و وایب غمگین
کوک:ات بفهم دیگه شنونده باید گریش بگیره اهنگ غمگین برای خوشحال کردن کسی ساخته نمیشه
ات:ولی
کوک:ولی و مرض دو دقیقه ساکت ش بفهمم دارم چیکار میکنم
ات ساکت شد و نفس هاش هم بدون صدا که مبادا آرامش کوکی رو بهم بریزه
اون میدونست که وضعیت کوکی این چندوقت خیلی خوب نیست و نیاز داره که درک بشه ولی انتظار چنین رفتاری از کوکی رو نداشت
توی افکارش غرق بود که وقتی به خودش اومد فهمید کوک اونجا نیست
کجا بود؟
زده بود بیرون از اتاق میخوواست یه هوا بخوره
کوک با خودش فکر میکرد:من واقعا اینطوری با ات رفتار کردم؟به خاطر اینکه خودم حالم خیلی خوب نبود اون طوری سرش داد زدم؟
پس بدون معطلی رفو سمت اتاق ات
در رو باز کرد
ات؟؟
ات رو دید که یه گوشه نشسته
رفت سمتش و از پشت بغلش کرد
کوک:ات فدات بشم الهی جونگکوک بمیره که سرت داد زدم
ات:عههه خدا نکنه کوک
کوک:چطوری میتونی وقتی این همه بد بودم اینطوری مهربون باشید
ات:چون میدونم الان وضعیت خیلی خوبی نداری و منم درکت میکنم
کوک:قربونت برم ماه من ببخشید که سرت داد زدم
ات:نیازی نیست عذرخواهی کنی میدونم دست خودت نبود
کوک پیشونی ات رو بوسه ای زد و برگشتن سر نوشتن لیریک اینبار با همکاری هم
پایان.....
آخرین تک پارتی منتشر شددددد
حمایت کنید قربونتون برم🌷
از:جونگکوک
وقتی حالش خوب نبود
چند وقتی میشه که جونگکوک مشغله کاری خیلی زیادی داره
هرشب تا آخر شب توی کمپانی میموند توی استودیو مشغول ضبط بود
کمپانی بهش سخت میگرفت و مجبور بود با انرژی زا خودشو سرپا نگه داره
و ات
ات سعی میکرد در هر موقعیتی بود هوای جونگکوک رو داشته باشه
اکر خسته بود فقط سکوت میکرد و سعی میکرد با حضورش جونگکوک رو آروم کنه
و
روز های بعدی همینطور گذشت تا اینکه
کمپانی پیشنهاد همکاری ات با جونگکوک رو داد
ات قرار بود توی نوشتن اهنگ جدید کوکی بهش کمک کنه
فکر میکردن همه چیز عالی پیش میره
ولی
زندگی همیشه همینطور نیست
موقع نوشتن لیریک بودن که یه اختلاف کوچیک شروع شد
ات:کوکی بهتر نیست این قسمت رو اینطوری انجام بدی؟
کوک:ات اگر اینکارو کنم کلا ریتم بهم میخوره این اهنگ غمگینه ولی با کار تو داره تبدیل میشه به یه اهنگ شاد
ات:خب کوک توی هر غمی به شادی هست شنونده گریش میگیره با این لیریک و وایب غمگین
کوک:ات بفهم دیگه شنونده باید گریش بگیره اهنگ غمگین برای خوشحال کردن کسی ساخته نمیشه
ات:ولی
کوک:ولی و مرض دو دقیقه ساکت ش بفهمم دارم چیکار میکنم
ات ساکت شد و نفس هاش هم بدون صدا که مبادا آرامش کوکی رو بهم بریزه
اون میدونست که وضعیت کوکی این چندوقت خیلی خوب نیست و نیاز داره که درک بشه ولی انتظار چنین رفتاری از کوکی رو نداشت
توی افکارش غرق بود که وقتی به خودش اومد فهمید کوک اونجا نیست
کجا بود؟
زده بود بیرون از اتاق میخوواست یه هوا بخوره
کوک با خودش فکر میکرد:من واقعا اینطوری با ات رفتار کردم؟به خاطر اینکه خودم حالم خیلی خوب نبود اون طوری سرش داد زدم؟
پس بدون معطلی رفو سمت اتاق ات
در رو باز کرد
ات؟؟
ات رو دید که یه گوشه نشسته
رفت سمتش و از پشت بغلش کرد
کوک:ات فدات بشم الهی جونگکوک بمیره که سرت داد زدم
ات:عههه خدا نکنه کوک
کوک:چطوری میتونی وقتی این همه بد بودم اینطوری مهربون باشید
ات:چون میدونم الان وضعیت خیلی خوبی نداری و منم درکت میکنم
کوک:قربونت برم ماه من ببخشید که سرت داد زدم
ات:نیازی نیست عذرخواهی کنی میدونم دست خودت نبود
کوک پیشونی ات رو بوسه ای زد و برگشتن سر نوشتن لیریک اینبار با همکاری هم
پایان.....
آخرین تک پارتی منتشر شددددد
حمایت کنید قربونتون برم🌷
- ۶۰
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط