{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام...

خسته ام...

ازصبوری خسته ام...

از فریادهایی که در گلویم خفه ماند...

از اشک هایی که قاه قاه خنده شد...

واز حرف هایی که زنده به گور گشت در
گورستان دلم

آسان نیست درپس خنده های مصنوعی
گریه های دلت را ،

در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی...

این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام...

بدون تو برایم فرقی نمیکند روزهایم را چگونه قربانی کنم.
دیدگاه ها (۱)

fereshteh خستـــــــــــــــــه ام خسته از صبوری از فریادها...

خسته ام...ازصبوری خسته ام...از فریادهایی که درگلویم خفه ماند...

ــــخــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے...

خــستــہ اماز صبورے خــستـــہ اماز فــریــــادهایے که در گــ...

خــستــہ اماز صبورے خــستـــہ اماز فــریــــادهایے که در گــ...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

خستــه ام… از صبوری خستـــه ام… از فریـــادهایی که در گلوی...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط