زندگی دوباره
یهو دیدم بعلههههههههه خیلی وقته پارت ندادم
گفتم یه پارت طولانی بدم از خجالتتون در بیام🤓
پارت ⁴⁴
«زن چهارم»(اسم گویا همه چیز است)
خب یه پرش زمانی به جایی که کاکوشی های تانجیرو حمل کن وارد صحنه میشن
کاکوشی تانجیرو حمل کن تانجیرو رو میزاره زمین
کای و کایا یه نگاه انداختن دیدن...👀
کای: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کایا: عوووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟
کای: عیییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟
کایا: عوووووووووووووووووووووووووو؟؟؟
کای: عوووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟
کایا: عیییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟
کای: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کایا: یاد اون گریه هه عا عو عی افتادم🐱
کای: من که به یاد اون خوندم🗣️
کایا: صحیح
هاشیراها ها با نگاه ودف بهشون مینگریستن👁️👄👁️
اما چه صحنه ای دیده بودن؟🤔
صحنه رو به رو...
تانجیرو جلوشون دراز به دراز زمین گیر شده بود
اما چیز آمپر سوزناک یه چیز دیگه بود
زنیتسو کنار تانجیرو افتاده بود و صورتش رو زمین بود و جمع شده بود و کـ*ـو*نـ*ـش بالا اومده بود🗿
تنگن قهقهه زد: وای این دیگه چیههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟
رنگوکو: چی؟ یا کی؟
کای: آخه انسان نیست که بگه کیه🤓
رنگوکو: منطقی
تنگن: منطقت رو دوست داشتم ایولا😃
کایا: ما همیشه همینجوری بودیم. شما قدر نمیدونستین
تنگن با یه نگاه «آره تو راست میگی» تو تخم چشامون زل زد눅_눅
کایا: ایشش ترسیدم بابا اونجوری نگا نکنننننن😬
کای رفت تو فاز شاعری
تنگن: حالا این برا چی اینجاس؟
کای: والا سوال ما هم هس
کاکوشی1: ح... حقیقتش...... خیلی دردناکه.... موضوعش...
کای: بگو ببینم😤
کاکوشی2: داشتیم این پسره و خواهرش رو میآوردیم که یهو یکی پرید روی این(اشاره به کاکوشی1) که داشت دختر شیطان رو میاورد
کاکوشی3: یهو دیدیم همین پسره س که با دست و پای عنکبوت شده ش پریده رومون
کاکوشی1: حتی گاز هم گرفتتتتتتتتتتت خیلی درد داشتتتتتتت😫
و کف پاش رو نشون میده که جای دندون مونده
کایا: میگم چجوری کف پات رو گاز گرفته؟
کاکوشی1: داشتم کفش پام میکردم👞👞
کایا: %_%
کایا: من که دیگه مغزم گنجایش نداره🧠
تنگن: مگه مغز داری؟
کایا: آره ده برابر مغز توئه🤓
تنگن: ولی من مغز ندارم پس ده برابرش میشه هیچ
کایا: #_#
کایا برای اولین بار کم آورد...
یهو...
؟؟؟: عااااااااااااااااااااااااا
هاشیراها برگشتن سمت زنیتسو و تانجیرو
هنوز در خواب ناز به سر میبردن😴
کاکوشی2: هوی
تانجیرو و زنیتسو در خوا_ چیز در بیهوشی ناز به سر میبرند
کاکوشی2: هوی، هوی با شماااااااامممم
همچنان بیهوشی...
کاکوشی2: هوییی خبر مرگتتتتتت بیدار شین دیگههههههههههههههه(به خدا تو زیرنویسی که من دیده بودم اینجوری ترجمه کرده بود🗿)
تانجیرو و زنیتسو بیدار مین و با نگاه ماذا فازا به هاشیراها مینگرند😶
تانجیرو گرامی دنبال بقیه میگرده
تانجیرو: من کجام؟ نزوکو؟ زنیتسو؟ اینوسکه؟
زنیتسو: من کنارتم احمق😑
تانجیرو زیبا روی زنیتسو رو توی یک سانتی خودش میبینه و عربده تا ناموس میکشه
تانجیرو: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
زنیتسو: کوفتتتتت سرم رفتتتتتت😒
کاکوشی3: هوییی حواستون کجاستتتتت؟؟ شما در حضور هاشیرا هایید!!!
تنگن: وقتی شنیدم یه شیطان کش یه شیطان با خودش حمل میکنه، توقع داشتم یه آدم پر زرق و برق ببینم!!💎
میتسوری: از خواهرش که شیطان محافظت میکنه! چه عشق خواهر و برادرانه زیبایی!! چه فداکارانه!!❤️
مویچیرو: اون ابره کجا بود؟ اسمش چی بود؟(طبق معمول...)☁️
گیومی: دختره توسط شیطان تسخیر شده، نامو آمیدا بوتسو...👿
شینوبو: ...(هیچی نگفت والا تو انیمه)
رنگوکو: حالا بیاین این بچه ها رو محاکمه کنیم!!😄
کای: زهی خیال باطن، محاکمه به چپ ترین نقطه راستم. من خوابم میادددددددددددد😴
کایا: خواب کیلو چندهههههههههههه گشنمهههههههههههه😫
کای/کایا: عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
هاشیراها همه از یک کنار: &_&
تانجیرو: هاشیرا؟هاشیرا دیگه چیه؟
زنیتسو عربده تا ناموس کشید: نمیدونی هاشیرا چیهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تانجیرو با نگاه گنگ به زنیتسو نگاه کرد🤨
زنیتسو شروع به توضیح کرد
زنیتسو: احمقققققققق هاشیرا ها ستون های اصلی سپاه شیطان کشن. شیطان کش های عادی به ده تا رده تقسیم میشن. اما یه رده قدرتمند دیگه بعد از کینوئه هست که بهش هاشیرا میگن. هاشیراها قوی ترین های سپاه ان. اینا کسایین که به تنهایی یکی از دوازده کیزوکی رو کشتن!!
تانجیرو با نگاه شوکه نگاهش میکرد😳
تانجیرو: تنهایی...... یکی...... از...... دوازده....... کیزوکی...... رو.... کشتننننننننننن؟؟؟؟؟
زنیتسو: آرهههههه احمقققققققق!!😬
تانجیرو: ولی تو از کجا میدونی؟🤔
~~~~
ادامه پارت بعد
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
گفتم یه پارت طولانی بدم از خجالتتون در بیام🤓
پارت ⁴⁴
«زن چهارم»(اسم گویا همه چیز است)
خب یه پرش زمانی به جایی که کاکوشی های تانجیرو حمل کن وارد صحنه میشن
کاکوشی تانجیرو حمل کن تانجیرو رو میزاره زمین
کای و کایا یه نگاه انداختن دیدن...👀
کای: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کایا: عوووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟
کای: عیییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟
کایا: عوووووووووووووووووووووووووو؟؟؟
کای: عوووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟
کایا: عیییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟
کای: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کایا: یاد اون گریه هه عا عو عی افتادم🐱
کای: من که به یاد اون خوندم🗣️
کایا: صحیح
هاشیراها ها با نگاه ودف بهشون مینگریستن👁️👄👁️
اما چه صحنه ای دیده بودن؟🤔
صحنه رو به رو...
تانجیرو جلوشون دراز به دراز زمین گیر شده بود
اما چیز آمپر سوزناک یه چیز دیگه بود
زنیتسو کنار تانجیرو افتاده بود و صورتش رو زمین بود و جمع شده بود و کـ*ـو*نـ*ـش بالا اومده بود🗿
تنگن قهقهه زد: وای این دیگه چیههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟
رنگوکو: چی؟ یا کی؟
کای: آخه انسان نیست که بگه کیه🤓
رنگوکو: منطقی
تنگن: منطقت رو دوست داشتم ایولا😃
کایا: ما همیشه همینجوری بودیم. شما قدر نمیدونستین
تنگن با یه نگاه «آره تو راست میگی» تو تخم چشامون زل زد눅_눅
کایا: ایشش ترسیدم بابا اونجوری نگا نکنننننن😬
کای رفت تو فاز شاعری
تنگن: حالا این برا چی اینجاس؟
کای: والا سوال ما هم هس
کاکوشی1: ح... حقیقتش...... خیلی دردناکه.... موضوعش...
کای: بگو ببینم😤
کاکوشی2: داشتیم این پسره و خواهرش رو میآوردیم که یهو یکی پرید روی این(اشاره به کاکوشی1) که داشت دختر شیطان رو میاورد
کاکوشی3: یهو دیدیم همین پسره س که با دست و پای عنکبوت شده ش پریده رومون
کاکوشی1: حتی گاز هم گرفتتتتتتتتتتت خیلی درد داشتتتتتتت😫
و کف پاش رو نشون میده که جای دندون مونده
کایا: میگم چجوری کف پات رو گاز گرفته؟
کاکوشی1: داشتم کفش پام میکردم👞👞
کایا: %_%
کایا: من که دیگه مغزم گنجایش نداره🧠
تنگن: مگه مغز داری؟
کایا: آره ده برابر مغز توئه🤓
تنگن: ولی من مغز ندارم پس ده برابرش میشه هیچ
کایا: #_#
کایا برای اولین بار کم آورد...
یهو...
؟؟؟: عااااااااااااااااااااااااا
هاشیراها برگشتن سمت زنیتسو و تانجیرو
هنوز در خواب ناز به سر میبردن😴
کاکوشی2: هوی
تانجیرو و زنیتسو در خوا_ چیز در بیهوشی ناز به سر میبرند
کاکوشی2: هوی، هوی با شماااااااامممم
همچنان بیهوشی...
کاکوشی2: هوییی خبر مرگتتتتتت بیدار شین دیگههههههههههههههه(به خدا تو زیرنویسی که من دیده بودم اینجوری ترجمه کرده بود🗿)
تانجیرو و زنیتسو بیدار مین و با نگاه ماذا فازا به هاشیراها مینگرند😶
تانجیرو گرامی دنبال بقیه میگرده
تانجیرو: من کجام؟ نزوکو؟ زنیتسو؟ اینوسکه؟
زنیتسو: من کنارتم احمق😑
تانجیرو زیبا روی زنیتسو رو توی یک سانتی خودش میبینه و عربده تا ناموس میکشه
تانجیرو: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
زنیتسو: کوفتتتتت سرم رفتتتتتت😒
کاکوشی3: هوییی حواستون کجاستتتتت؟؟ شما در حضور هاشیرا هایید!!!
تنگن: وقتی شنیدم یه شیطان کش یه شیطان با خودش حمل میکنه، توقع داشتم یه آدم پر زرق و برق ببینم!!💎
میتسوری: از خواهرش که شیطان محافظت میکنه! چه عشق خواهر و برادرانه زیبایی!! چه فداکارانه!!❤️
مویچیرو: اون ابره کجا بود؟ اسمش چی بود؟(طبق معمول...)☁️
گیومی: دختره توسط شیطان تسخیر شده، نامو آمیدا بوتسو...👿
شینوبو: ...(هیچی نگفت والا تو انیمه)
رنگوکو: حالا بیاین این بچه ها رو محاکمه کنیم!!😄
کای: زهی خیال باطن، محاکمه به چپ ترین نقطه راستم. من خوابم میادددددددددددد😴
کایا: خواب کیلو چندهههههههههههه گشنمهههههههههههه😫
کای/کایا: عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
هاشیراها همه از یک کنار: &_&
تانجیرو: هاشیرا؟هاشیرا دیگه چیه؟
زنیتسو عربده تا ناموس کشید: نمیدونی هاشیرا چیهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تانجیرو با نگاه گنگ به زنیتسو نگاه کرد🤨
زنیتسو شروع به توضیح کرد
زنیتسو: احمقققققققق هاشیرا ها ستون های اصلی سپاه شیطان کشن. شیطان کش های عادی به ده تا رده تقسیم میشن. اما یه رده قدرتمند دیگه بعد از کینوئه هست که بهش هاشیرا میگن. هاشیراها قوی ترین های سپاه ان. اینا کسایین که به تنهایی یکی از دوازده کیزوکی رو کشتن!!
تانجیرو با نگاه شوکه نگاهش میکرد😳
تانجیرو: تنهایی...... یکی...... از...... دوازده....... کیزوکی...... رو.... کشتننننننننننن؟؟؟؟؟
زنیتسو: آرهههههه احمقققققققق!!😬
تانجیرو: ولی تو از کجا میدونی؟🤔
~~~~
ادامه پارت بعد
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
- ۱۴.۷k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط