{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر
گریه کردم، گریه ها هر دم، در آغوشم بگیر

ابر دلتنگی کمی لبریز باران ها شده
زیر چتر آهسته و نم نم در آغوشم بگیر

با همان شرم و حیای ناز و معصومانه ات
چشم خود بگذار روی هم، در آغوشم بگیر

آنقَدَر دلتنگ تو هستم که وقتی آمدی
تو بدون صحبتی ، محکم در آغوشم بگیر

گرچه می دانم بعید است انتظارم، لااقل
در درون دفتر شعرم در آغوشم بگیر
دیدگاه ها (۵۳)

بیدار شو...تصمیم بگیرآرام باشیصبور باشیمهم نیست که آخرینزلزل...

یا رب العالمین

از مست نپرسید به میخانه چرا هستترسم که بگوید که به آن خانه خ...

امشب از لطف به دلداری ما آمده ایخوش قدم باش که بسیار بجا آمد...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها ڪردم، در آغوشم بگیر ...گریه ڪردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

دکلماتور حامد عقیلی

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط