{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

گریه کردم، گریه ها هر دم، در آغوشم بگیر
ابر دلتنگی کمی لبریز باران ها شده

زیر چتر آهسته و نم نم در آغوشم بگیر
با همان شرم و حیای ناز و معصومانه ات

چشم خود بگذار روی هم، در آغوشم بگیر
آنقَدَر دلتنگ تو هستم که وقتی آمدی

تو بدون صحبتی محکم در آغوشم بگیر
گرچه می دانم بعید است انتظارم، لا اقل

در درون دفتر شعرم در آغوشم بگیر



دیدگاه ها (۲)

روح جنگل سیاه با دست شاخه‌هاش دارهروحم رو از من می گیـــرهتا...

چند وقتی است گنجی پیدا کرده امگنجی که . . . آرامم میکند . . ...

®

®

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...گریه کردم، گریه ها ه...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط