{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا

شراب نور به رگ های شب دوید بیا

ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت

گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا

شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من

پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم

ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار

بهوش باش که هنگام آن رسید بیا

به گام های کسان می برم گمان که تویی

دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت

کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا

امیدِ خاطر ِ سیمین ِ دل شکسته تویی

مرا مخواه از این بیش ناامید بیا
دیدگاه ها (۱)

سیمین بهبهانیبده آن قوطی سرخاب مراتا زنم رنگ به بی رنگی ی خو...

خیامدر کـارگـه  کـوزه گـری   بــودم  دوشدیـدم دو هزار کـوزه ...

.صبح آمددفتراین زندگی رابازکن,زیستن راباسلام تازه ای آغازکن,...

به کجا چنین شتابان؟      گون از نسیم پرسیددل من گرفته زین جا...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیا                            شر...

ستاره دیده فرو بست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیا...

ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیاز...

ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیاز...

ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیاز...

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا شراب ن...

ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیاز...

.ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیا...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط