💗🤍
اسم داستان: عشق دیرینه💗
پارت: 5
الستور: منم یه خواهر داشتم به اسم الستوریا دعوامون شد خودم با دستای خودم خفش کردم هنوز باورم نمیشه که اونو کشتم
لوسین الستور بغل کرد
لوسین: ناراحت نباش
از این داستانای احساساتی بگذریم دیگه خب اونا راه به سمت شهر تا واکس را پیدا کنند
الستور: تو اسمتو به من نگفتی اسمت چیه؟
لوسین: اسمم لوسینه
الستور: اسم قشنگی داری
(همچنان در بهشت)
(از زبان لوسیفر)
صدایی شنیدم رفتم در اتاق لوسین در رو باز کردم دیدم پسرم لئو بیهوش رو زمین افتاده زنگ زدم رافعل بیاد لئو ببره بیمارستان به خودم گفتم این پسر دیگه شورشو دروورده باید پیداش کنم و بفرستمش جهنم
(در زمین)
الستپر و لوسین در راه خونه واکس بودند..........
پارت: 5
الستور: منم یه خواهر داشتم به اسم الستوریا دعوامون شد خودم با دستای خودم خفش کردم هنوز باورم نمیشه که اونو کشتم
لوسین الستور بغل کرد
لوسین: ناراحت نباش
از این داستانای احساساتی بگذریم دیگه خب اونا راه به سمت شهر تا واکس را پیدا کنند
الستور: تو اسمتو به من نگفتی اسمت چیه؟
لوسین: اسمم لوسینه
الستور: اسم قشنگی داری
(همچنان در بهشت)
(از زبان لوسیفر)
صدایی شنیدم رفتم در اتاق لوسین در رو باز کردم دیدم پسرم لئو بیهوش رو زمین افتاده زنگ زدم رافعل بیاد لئو ببره بیمارستان به خودم گفتم این پسر دیگه شورشو دروورده باید پیداش کنم و بفرستمش جهنم
(در زمین)
الستپر و لوسین در راه خونه واکس بودند..........
- ۱.۷k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط