ورژن تابستانه ی باز باران ب سبک بوشهری ...

ورژن تابستانه ی باز باران ب سبک بوشهری ...

بازگرما
با هیاهو
با همان تش باد وحشی
می زند بر عمق جان ها
می زند بر استخوان ها

یادم آمد روز گرما
گردش یک روز شرجی
گرم و جوشان
پشت کوچه
توی نخلستان بالا

من جوانی بیست ساله
روی آن برگ درختان
ریگ های داغ و سوزان
از برای چندتا دمباز
می دویدم در بیابان

یک دو سه دمباز زیبا
اوفتاده روی شن ها
زیر آن نخل بلندو
روی آن شن های سوزان

آن همه خرمای شیرین
توی تابستان و گرما
می جهیدم روی تیربند
فکر من سرشار شادی
قلب من پر از تپش ها
تا بچینم آن رطب ها
آن عسل های مصفد
پر کنم هر سفره ای را
از همان دمباز زیبا

من لباس نازکم را
از عرق ها
می چلاندم
ناله از دل میفشاندم
آسمان را می تکاندم

بود سنگین
بود مشکل
راه دشوار نفس ها...
وای من از دست گرما
دیدگاه ها (۶)

ورژن بوشهری باز بارانبازگرمابا هیاهوبا همان تش باد وحشیمی زن...

ورژن بوشهری باز بارانبازگرمابا هیاهوبا همان تش باد وحشیمی زن...

ورژن تابستانه ی باز باران ...بازگرمابا هیاهوبا همان تش باد و...

ورژن تابستانه ی باز باران ...بازگرمابا هیاهوبا همان تش باد و...

ورژن تابستانه ی باز باران ...بازگرمابا هیاهوبا همان تش باد و...

ورژن تابستانه ی باز باران ...بازگرمابا هیاهوبا همان تش باد و...

ورژن تابستانه ی باز باران ...بازگرمابا هیاهوبا همان تش باد و...

بازگرماتوی بوشهرتوی دیّربا همان تش باد وحشیمی زنه بر عمق جو...

گاهی رویاهایمان به سان جاده ای می مانند که از دل کویری سوزان...

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگینی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط