در ساعت‌های بی‌حوصلگی،

در ساعت‌های بی‌حوصلگی،
لب‌های خاموشم
چشم‌های بسته‌ام
دست‌های به هم قفل‌شده‌ام
"معماهایی‌اند"
که تنها
در آغوشِ تو "حل می‌شوند"

#مونا_محمدی
دیدگاه ها (۵۳)

نگران نباشهر چه که نباشمشاعر که هستممی توانم چشم بندی کنمو ت...

با لب هایم نهمن همیشه تو را با چشم هایم می بوسمآرام تر ، گرم...

اگر مردم کشورهای غربی در رفاه هستندپس چرا در فروشگاه‌ها روی ...

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

کاش خانه امجایی کنار قلب تو بود؛نه دیوار داشت،نه قفل،نه حتی ...

پاسخ وحید خضاب به ادعا‌های عجیب کرباسچی: اکثر دولت‌های بعد ا...

**پارت ششم**جونگ‌کوک بازوی لیها رو کشید و با قدم‌های بلند، ا...

کسی که اینو برات فرستادهمیخواست بهت بگه که:خوشحاله تو زندگیش...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

در تو هزار مزرعه خشخاش تازه استآدم به چشم‌های تو معتاد می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط